تبليغاتX
یک پلان دین

معرفي خودم
سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 9:34
هر چند دير است، ولي اين براي دوستاني كه مي خواهند بيشتر با من آشنا شوند. (پروفايل سيد مجتبي نريماني)
نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
ما كه هميشه در خواب غفلتيم
سه شنبه دوازدهم آبان 1388 ساعت 9:29

وقتي ديشب شنيدم كه باري .ام اسبورن -تهيه كننده فيلم هاي ماتريكس وارباب حلقه ها - مي خواهد فيلم حضرت محمد (ص) را بسازد، خيلي ناراحت شدم، البته نه براي اينكه او يك يهودي صهيونيستي است، بلكه از دست خودمان ناراحت شدم، و از اينكه نمي خواهيم از خواب غفلت بيدار شويم.

البته از قديم گفته اند آدم خواب را مي شود بيدار كرد ولي آدمي كه خودش را به خواب مي زند، را نمي شود، كه ما گويا از دسته ي دوم هستيم.

اينها بماند، تازه ديشب مجري اخبار راديو وقتي اين خبر را مي خواند، با لحني اعتراض آميز شروع كرد به اشكال كه بله اين مي خواهد ...

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
ترانه ی اندوهگین کوهستان
یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 19:27

ترانه ی اندوهگین کوهستان

این فیلم داستان مردانی است که 18 سال پس از پایان جنگ در آسایشگاه روانی بستری اند، اما هنوز در انتظار بازگشت به خانه هستند.

اولین چیزی که در فیلم به نظر می آید سیاه و سفید بودن فیلم است. این سیاه و بودن فیلم می تواند دو موضوع مهم را برساند:

اولا: اینها در آرمان گذشته خود هنوز باقی هستند، علت این حرف:

1- سالها از جنگ گذشته ولی هنوز در حال و هوای جنگ هستند.

2- نوشته ی سلام بر حسین، لعنت بر یزید.

3- خواندن شعرهای مربوط به هشت سال دفاع مقدس.

4- شنیدن صداهای تیر، و تفنگی که در ذهن آنها هست. و...

دوما: زندگی آنها فقط دو رنگی است ونه صد رنگی، که این دو رنگ در زندگی شان دائم در حال تکرار شدن است، که الِِمانهای فراوانی بر وجود این دو رنگی در زندگی آنها وجود دارد، مثلا:

1- همین که هیچ گدام دوست ندارد در بنیاد بماند، مثلا مجروحی که می گوید: از وقتی چشم باز کرده ام تو این بنیاد هستم.

2- و یا مجروحی که به مجروح دیگر می گوید: تو هشت سال اینجا دوام آوردی، ولی من دو ماه دیگه هم نمی توانم اینجا دوام بیاورم.

3- و یا مجروحی که می گوید: اما فکر می کنم اگه مرتکب قتل هم شده بودیم تا حالا دیگه عفو می خورد بهمون، مرخص می شدیم، حالا چرا اینجا نگه داشتند، شاید دوست دارند عتیقه مان کنند، بفرستند بیرون.

4- ویا : موقعی که از خواب بلند می شم، ترجیح می دم، که چشمام و باز می کنم تو خانه باشم، اما چشمام و باز می کنم می بینم همون جایی هستم که دیروز بودم.

5- خواندن شعر: این زندگی همش غمه

هر چند که در لحظه ی عید (آخر فیلم) شاهد آن هستیم که مدتی را رنگی نشان می دهد، و آهنگ شادی را می زند، که پرندگان در صدای آن موج می زند، ولی دوباره بعد از ثانیه هایی دوباره آهنگ غم انگیز شده و همان حالت سابق را برای مجروحان جنگ تداعی می کند، گویا هنوز هم آنها زندگی سیاه و سفیدی را صاحب هستند.

حال با این همه انتظارات جانبازان از مردم فقط دو چیز است:

اولا ورود به دنیای بیرون است:

1- مجروحی که از نرده های آهنی بالا می رود و با چه حسرتی به بیرون نگاه می کند، به افرادی که اگر امروز در بیرون به این راحتی و با این آرامش می توانند حرکت کنند، مدیون همین جانبازان هستند، جانبازانی که امروز دیگر جامعه آنها را طرد کرده است. و در همین حین صدای این شعر را می شنویم:

2- روید ای دوستان، من کنج میخانه می مانم گر از میخانه باز آیم، مرا غم باز می جوید

3- مجروحی که آرزویش را دیدن دخترش و پا بوس امام رضا رفتن معرفی می کند.

4- و یا دیگری که می گوید: عید دوست دارم پیش خانواده ام باشم، پیش زن وبچه ام باشم

5- و یا: عید دوست دارم پهلو بچه هام باشم چون خیلی دوستشون دارم

6- خواندن شعر: دلم می خواد به اصفهان برگردم به نصف جهان برگردم

دوما اهمیت دادن به خانواده های آنهاست:

1- مجروحی که می گوید 10 سال است پول نگرفته است، دود این تو چشم دخترم رفته، آخه دخترم چه گناهی کرده.

2- و یا مجروح دیگر که می گوید: شوهر دخترم تقریبا دو برابر سن خودش و داره.

3- و یا اینکه می گوید: سبزه درست کردم، تا ببرم برای بچه هام، بعد سبزه را نگاه کنند خوششون بیاد، که پدر به یاد اونها بوده، و هست، و خواهد بود.

ولی با همه این از جان گذشتگی ها همین در درخواست آنها هم اجابت نمی شود، و شاید تنها چیزی که توانسته آنها را تا امروز سر پا نگه دارد، توکل بیش از اندازه ی آنها است، که در دو دیالوگ این توکل موج می زند، و با تمامی مشکلاتشان باز هم می گویند:

1- «من خدا را خیلی دوست دارم، خیلی.»

2- «خدا خیلی زیباست، من خدا را دیدم، خیلی زیباست، چشمام و بستم.»

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
گزارش هفتگي از حلقه سينما
یکشنبه دهم آبان 1388 ساعت 14:33

ايك خبر خوشحال كننده اين كه از اونجايي كه امتحان دارم وسرم خيلي شلوغه براي همين كمتر به روز مي شم، وكمتر هم به وبلاگها سر مي زنم.

اما يه خبر ديگه اينكهبخش ديگه هم به وبلاگمون اضافه مي شه و اون بخش گزارشي از حلقه سينما است، كه هر هفته شنبه ها ساعت 30 : 14 در اتاق جلسات دفتر تبليغات برگزار مي شود، كهاز زمان برگزاريش فكر كنم 2 سالي هست كه مي گذرد.


نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
طلبه بلاگ با حضور مدير سرويس بلاگفا، ده نمكي و... افتتاح شد
پنجشنبه هفتم آبان 1388 ساعت 18:36

طلبه بلاگ در ايام مبارك ولادت امام رضا (ع) افتتاح شد.

در اين جلسه بيش از هر چيز مهمانانش بود كه جالب توجه بود، مثلا مهدي صرامي (معاون مركز توسعه فناوري...)، علي رضا شيرازي (مدير سرويس بلاگفا)، مسعود چنگيزي (مدير سرويس بلاگ اسكاي) فخري (مدير سرويس پارسي بلاگ) مسعود ده نمكي (كارگردان! فيلم اخراجي ها) و...

اما از آنجايي كه توي جلسه خودم كامل حضور نداشتم چيز زيادي نمي نويسم.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
سينماي آخر الزماني و سعيد مستغاثي
شنبه دوم آبان 1388 ساعت 9:12
پنجشنبه مورخ 29 / 7 / 88 باز هم به همت گروه مبلغان هنرمند، در سالن اجتماعات دفتر تبليغات جلسه اي تحت عنوان سينماي آخر الزمان تشكيل شد.

در این جلسه حجت الاسلام سید کاظم علوی، سعید مستغاثی و استادی سه استاد مدعو بودند که پشت تریبون رفتند.

ابتدا سعيد مستغاثي متذكر شد كه:

1- به ما الغاء كرده اند كه سينما فقط تفريح و اوقات فراغت است، در حالي كه سينماي خود غرب يك سينماي داراي آرمان، فكر و ايدئولوزي است، و امروز كمتر نشده است كه بيشتر هم شده است، علت آن ورود افرادي مانند تارانتينو و يا كريستوفر مولان به اين جريان است.

2- اين ها يك ايده ي استراتزيكي دارند، كه از ابتداي سينما نيز به آن پرداخته اند، وآن آخر الزمان و يا همان آرماگدون است، به نظر من اولين فيلمهاي آرماگدوني مربوط به دهه 30 است.

3- جاي تاسف دارد كه در آمريكا 257 كالج با موضوع آخر الزمان وجود دارد ولي در دانشگاهاي ما 2 واحد اختياري هم در باره ي اين موضوع نداريم.

و...در ادامه نيز آثايان علوي و استادي در اين رابطه نظراتي را بيان كردند، كه بيشتر جنبه طلبگي و نحوه برخورد با اين پديد را در بر داشت.

در اين رابطه يك پست قبلا داشتم كه مربوط به اين بحث مي شود، اگر مي خواهيد مطالعه كنيد، اينجا را كليك كند.


نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
يك اشتباه
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 23:29

سلام

از اونجایی که اسم وبلاگ اشتباه بود ولذا از این جا نقل مکان کردیم رفتیم به آدرس جدید.

منتظر شما هستیم.

وبلاگ جدید سینمای دینی

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
حجت الاسلام زم: دولت ها باید به سینما نگاهی ملی، بلکه فرا ملی داشته باشند.
شنبه بیست و پنجم مهر 1388 ساعت 22:35

اولین همایش روحانیت و رسانه به همت گروه ادب و هنر برقرار شد.

مرکبی دبیر برگزاری همایش ابتدا سخن گفت:

۱- سالهاست ما در عرصه تبلیغ آشنا بودن به زبان قوم و مقتضیات زمان و مکان را متذکر می شویم. و امروز که در عصر رسانه هستیم آشنایی با رسانه پرداختن به زبان قوم است.

۲- فضای رسانه باید دغدغه اصلی روحانیت باشد در حالی که اصلا اینگونه نیست و این یک بحث فرعی به حساب می آید.

در ادامه آقای زم گفت:

بحث من در مورد جایگاه فعلی روحانیت در رسانه، بایسته ها و آسیب هاست.

اولا بحث رسانه که جدیدا در حوزه مطرح شده است، یک موضوع کهن و دارای ریشه ی قرآنی است که مراجعه به واژه های بلغ، بلاغ، تبلیغ و... می توان آن را فهمید.

اما آسیب ها:

نشناختن این رسانه مدرن اولین آسیب حوزه های علمیه است، در حقیقت ما با این پدیده بسیار ساده انگارانه برخورد کردیم، واگر طلبه هایی نیز احساس وظیفه می کردند و می خواستند وارد این عرصه ها بشوند چقدر انگ بی دینی و نسبت هرزگی به او می زدند، از آن طرف نیز سینما گران یک طلبه را برای نظر خواهی در سینما نمی پذیرفتند.

بعد از این همه تلاش باز هم در مورد سینما که از سه رکن صنعت، هنر و رسانه تشکیل شده است، در حوزه نهایتا فقط به بخش رسانه ای آن توجه می شود، این تفکر غلط سبب می شود وقتی یک سریال که بوی دینی بودن را می دهد، می بینیم، کلی خوشحال می شویم، ولی بعد از مدتی می بینیم که بیشتر ضرر داشته تا نفع واگر هم آن قدر ضرر نداشته باشد سود قابل توجهی برای مردم نداشته است.

آسیب بعدی استفاده کلیشه ای، مذهب زدگی و شعار زدگی از سینما و تلویزیون بود، وبا این که هم پول و هم قدرت دست یک عده مذهبی - نه به صورت کلی- بود ولی نتایج خوبی را نگرفته ایم.

و...

در آخر در جلسه پرسش و پاسخ ذم گفت اولا با سینمای دینی موافق نیستم، وما می توانیم موضوعات دینی را به اقتضاء لوازم سینما بیان بکنیم.

ثانیا دولت ها باید سینما را ملی و حتی فراملی نگاه بکنند، وتا زمانی که سینما برای خودکامگی، استفاده ي سليقه اي،  نظرات شخصي و استفاده های سیاسی باشد، هیچ پیشرفتی نداریم. ودر انتها به شدت از قدرت و ثروت مخرب ایجاد شده در این بخش فرهنگ ساز کشور انتقاد کرد ومعتقد بود که عده ای با باند بازی روند خوبی را در سینما و تلویزیون دنبال نمی کنند. (هرچند که در این بخش آقای صادقی تا حدودی با نظر ایشان مخالف بود، ولی جمعیت بیشتر با آقای زم همذات پنداری کردند، وچند نفر از حضار با آقای صادقی به صورت شفاهی میان جلسه به بحث پرداختند وبحث های خوبی انجام شد.)

در ادامه حجت الاسلام صادقی سخن گفتند که در پستهای بعدی گزیده هایی از آن را می نویسم.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
تحلیل روند دینی شدن سینما با حضور حسین معززی نیا
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 9:50

سه شنبه ۲۱ مهر به همت گروه مبلغان هنرمند جلسه ای در مورد تحلیل روند دینی شدن سینما با حضور داماد شهید آوینی یعنی آقای معززی نیا برگزار شد.

در این نشست که دومین نشست سینمای دینی از منظر منتقدین بود، معززی نیا پس از نمایش خلاصه ای از مستند عالم هیچکاک، پشت تریبون رفت، اهم نکات مطرح شده در این جلسه:

۱- بحث سینمای دینی، یک بحث کاملا تکراری و البته بسیار سخت است که در این بیست سال اخیر رونق بسیاری داشته است.

۲- علت اینکه می گویم دشوار است، این است که هم دین و هم سینما بحث های مفصلی را به خود اختصاص می دهند و بیان آن ها به صورت خلاصه وار در چند ساعت باعث سوء تفاهم هایی می شود.

۳- باید یکسری مقدمات و پیشفرض هایی را قبول کنیم و بعد وارد بحث شویم.

                  ۱) مثلا این توافق را باید داشت که سینما خواستگاهی غربی دارد، وگسترش سینما نیز در  جهان منطبق بر ذات تمدن اروپا می باشد.

                   ۲) دو نگاه موجود است: یکی اینکه می گوید انسان ابزار ساز است و ابزارهای تکنولوژی ثمره پیشرف بشر است. در نتیجه ابزارها به خودی خود ذاتی ندارند و هم می توانند خوب باشند و هم بد. نگاه دوم که در مقابل این نگاه است می گوید سینما یک ابزار صرف نیست بلکه برای استفاده های مثلا دینی باید آسیب شناسی شده استفاده شود.

                   ۳) مطلب بعدی این است که سینمای دینی که می گویید منظور کدام شان از آن را هدف خود قرار می دهید. آیا از جنبه ی اقتصادی و یا فرهنگی و یا هنری و یا ابزاری و...

                   ۴) اساس سینما برای پر کردن اوقات فراغت است، در غرب این اوقات فراغت را هم معنی می کنند، ومی گویند در این مدت می خواهیم انسان از همه چیز فارق شود و فقط خوش بگذارند، حال آیا این با دین منافات ندارد؟ آیا این باعث غفلت نمی شود؟

                      و...

۴- پس از این مقدمات باید گفت که اولا نمی توان سینمای قبل انقلاب را نادیده گرفت، دوما صرف کلمات و تعابیر برای ما مفید نیست، مطلب دیگر تعریف ما از دین است، چون در غرب کلنجار رفتن با دین را سینمای دینی می دانند، -البته نه به عنوان یک ژانر- ولذا افرادی هم که ضد دین فیلم می سازند مانند بنوئل داخل در این تعریف هستند چون به نحوی دارند کلنجار می روند، در حالی که زاویه دید ما متفاوت است وورود و خروجمان کاملا متفاوت است.

در آخر جلسه هم بحث هایی جالب بین ایشان و حجت الاسلام نهاوندی در گرفت که با توجه به مغایر بودن نظراتشان بحث های چالشی وجالبی مطرح شد.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
در باره ی نقد
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 ساعت 9:25

سه شنبه ۲۱ مهر در دفتر تبلیغات جلسه ای با حسین معززی نیا داماد شهید مرتضی آوینی داشتیم.

در این جلسه خودمانی درباره نقد این مباحث را مطرح کردند:

۱- بعد از بیست سال در حوزه نقد آشنایی با ادبیات فارسی را خیلی مهم می دانیم، چیزی که کمتر به آن بها داده می شود.

۲- در اوایل چون مجله ها کم بود، ولذا ورود به آنها سخت بود، وگاهی یک متن را ۱۲ بار بازنویسی می کردم ولی باز هم چاپ نمی شود، ولی الان دیگر این طوری نیست و هر متنی را چاپ می کنند، در حقیقت امروز نقد فیلم ها یک جور یادداشت شخصی همراه با یکسری اطلاعات متفرقه شده است.

۳- این یک تفکر ساده انگارانه است که ما بگوییم نقد می نویسم تا کارگردان در اثر بعدی تصحیح و یا تقویت بکند.

۴- یک منتقد علاوه بر آشنایی با سینما و ادبیات باید یکسری قلمروهای مجاور را نیز بشناسد.

۵- از آن طرف هم نباید افتاد، چون یکسری هستند که پر هستند ولی بسیار سنگین می نویسند و خواننده رغبت به خواندن متن نمی کند، پس نوشته باید علاوه بر حفظ علمیت، قلم خوبی نیز داشته باشد.

 

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
درباره فیلم فهرست شیندلر اثر استیون اسپیلبرگ (کشمکش میان نفع شخصی وپایبندی به اصول اخلاقی)
جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 11:37

فیلم بحث برانگیز فهرست شیندلر (1944) ساخته استیون اسپیلبرگ، ماجرای فهرست شیندلر اثر استیون اسپیلبرگیک آلمانی کارخانه‌دار و عضو حزب نازی آلمان، به نام اسکار شیندلر را روایت می کند، که جان صدها یهودی عازم به اردوگاه‌های مرگ را نجات ۲می‌دهد، این فیلم زمانی 3 ساعته دارد وبه شیوه‌ی سیاه و سفید، فیلم برداری شده است، فیلم از جهت سیاسی، حرف و حدیث‌های بسیاری را به همراه دارد، اما با این وجود اعتبار هنری ویژه‌ای را نیز برای اسپیلبرگ به همراه داشت. این فیلم 7 جایزه‌ی اسکار را کسب کرد، (از جمل۲ه بهترین فیلم و کارگردانی: استیون اسپیلبرگ، فیلنامه‌ی اقتباسی شده: استیون زیلیان، فیلمبرداری: یانوش کامینسکی، طراحی صحنه: آلن استارسکی، تصنیف موسیقی اورژینال: جان ویلیامز، تدومین فیلم: مایکل کان) البته سرازیر شدن این همه جایزه به سوی یک فیلم بیش از آنکه علت هنری داشته باشد علت سیاسی نیز داشت، چون در این فیلم رسما با حمایت همه جانبه از هولوکاست آن را واقعیتی محظ تصور کرده است. ساختن چنین فیلمی‌از اسپیلبرگ به هیچ وجه بعید نبود، او با اینکه در بسیاری از فیلم‌هایش به صورت مخفی و در لایه‌های زیرین فیلم از صهیونیست حمایت می‌کند ولی در این فیلم به صورت آشکارا این حمایت یک جانبه را بروز می‌دهد، که برای رشد او در دنیای سینما بسیار مفید بوده است.

دیالوگ ماندگار: يندلر: (خطاب به آمون گوت) اين قدرته آمون! اگر اختيار كشتن رو داشته باشي اما ببخشي! اين قدرته!

این دیالوگ واقعا فوق العاده اس و اگر روزی خواستم بیشتر در این مورد بنویسم این دیالوگ را سرمایه ی اصلی مقاله ام قرار می دهم.

اسپیلبرگ در این فیلم به موضوع مهم کشمکش میان نفع شخصی وپایبندی به اصول اخلاقی می‌پردازد، به بیان دیگر گاهی انسان به این باور می‌رسد که آنچه می‌خواهد را به دست می‌آورد، فقط مشروط به اینکه یک گناه را انجام دهد‌، و بر سر دو راهی به دست آوردن آنچه می‌خواهد و پایبندی به اصول اخلاقی گیر‌می کند، در چنین مواردی تصور می‌شود که ملاحظات اخلاقی در آخر باید پیروز شوند، همان طور که اسکار شیندلر شخصیت اول این فیلم از مردی فرصت‌طلب به انسانی با وجدان تبدیل می‌شود، که با آوردن یهودیان به کارخانه‌ی خود برای کار، آنان را از اردوگاه‌های کار اجباری نجات می‌دهد، در حقیقت علائق شیندلر او را ملزم می کند که با آلمان‌ها همکاری بکند، ولی به علت همان ملاحظات اخلاقی که بیان شد او آسایش فوری و میل به نفع شخصی را کنار می گذارد.

 

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
مولفه های نقد - با حضور اساتید امیر قادری و مهرزاد دانش-
جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 5:32

مولفه های نقد

با حضور امیر قادری و مهرزاد دانش (5 شنبه 16 مهر 1388 – ساعت 13:30 الی 15- دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی - گروه ادب و هنر اسلامی)

در این جلسه ابتدا امیر قادری سخن گفت، و بعد از نیم ساعت هم جلسه را ترک کرد، اما اهم نکات مطرح شده:

1-    درخواست از طلاب علوم دینی علاقمند به مقوله سینما جهت ارسال مقاله به آدرس پست الکترونیکی خودش برای استفاده در نشریه و یا سایت.

2-    توضیحی پیرامون واژه نقد.

3-  تاکید بر مثبت نویسی، ونوشتن از فیلمهایی که لذت می برید بنویسید، ودر صورتی منفی بنویسید که بخواهید علیه یک موج ایجاد شده مخالفتی بکنید.

4-    نقد ایجاد یک درک درست از فیلم هاست.

5-  در نقد با توجه به چهارچوب اثر، معنای خودتان را از اثر بیرون بکشید، وزیاد به کارگردان کاری نداشته باشید، ولذا خود یک نقد، می تواند یک اثر هنری باشد.

در ادامه آقای مهرزاد دانش نیز گفتند:

1-بحث نقد از سه زاویه مورد بحث قرار می گیرد:

            1)نقد تعلیمی

            2)نقد تفصیلی

            3)نقد تاویلی

نقد تعلیمی در مورد خوبی ها و بدی های یک فیلم است، ومخاطبش بیشتر سازنده اثر است.

در نقد تفصیلی، غوامض و مطالبی از فیلم را توضیح می دهیم.

و بالاخره نقد تاویلی که مهمترین و سخترین بخش است، در اینجا شما بر اساس نوشته خود یک دنیای جدید را خلق می کنید، در حقیقت یک باز آفرینی می کنید.

2-ابزار یک منتقد: زیاد فیلم ببیند، نقد بخواند و بنویسد.

اما کلام آخر: از آنجایی که این نوشته خلاصه ای از کلام اساتید و برداشت نویسنده است، ممکن است اشتباهاتی را در بر داشته باشد. دوم اینکه از آقای امیر قادری با خبر شدیم که وبلاگ جدیدی را درست کردند که آدرس جدیدش اینه:

وبلاگ جدید امیر قادری : http://www.amirghaderi.blogfa.com/

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
مفاهیم دینی در سینمای معاصر -با حضور اساتید: امیر قادری و مهرزاد دانش (5 شنبه 16 مهر 1388 – ساعت 9:3
جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت 5:29

مفاهیم دینی در سینمای معاصر

با حضور اساتید: امیر قادری و مهرزاد دانش (5 شنبه 16 مهر 1388 – ساعت 9:30 – 11:30)

در این جلسه که از ساعت 9:30 دقیقه با پخش تکه هایی از فیلم های دینی شروع شد، مهرزاد دانش مدعی شد:

1-  سه دهه ای هست که بحث سینمای دینی در سینمای ما مطرح می شود، ولی از این جمع و جلسه معلوم می شود که نتیجه واضحی را هنوز از این مفهوم نگرفته ایم، و اما اگرهای بسیار زیادی هنوز وجود دارد.

2-  علت این اما و اگر ها به نظر من، مربوط به گسترده بودن هر دو حیطه سینما و دین بوده است، ولذا جمع کردن بین این دو برای ما خیلی سخت است.

3-    خیلی با واژه سینمای دینی مانوس نیستم، و من معتقدم جلوه ی دین و یا تبلور دین در سینما بهتر است.

4-  بعضی سینمای دینی را یک ژانر به حساب می آورند، ولی به نظر من چیز غلطی است، و این گونه فیلمها را باید گفت لحن دینی دارند.

5-  سینمای دینی، سینمایی است که رابطه بین خدا و انسان را نشان دهد، ولذا شاید یک فیلمی اخلاقی باشد، ولی رابطه خدا را چون نمی دهد، دینی نیست.

6-  برای ایجاد ژانر نمی توان بخش نامه صادر کرد، بلکه مانند تمامی ژانرهای دیگر باید از دل فیلم های ساخته شده به دست بیاید.

7-    در آخر نیز به بعضی از مصادیق و فیلم ها اشاره داشتند.

امیر قادری هم صحبتهایی در این مورد داشتند، که به بعض آنها اشاره می شود:

1-    سینمای صادقانه را سینمای دینی می دانم، ونشانه های ظاهری دینی ملاک دینی شدن فیلم ها نمی شود.

2-    سینمای دینی را از سینمای تاریخی و اخلاقی جدا کنیم، وآنها را با هم مخلوط نکنیم.

3-    من با حرف آوینی مخالفم که سینما زادگاه غربی دارد، ودین زادگاهش شرق است، ولذا با هم جمع نمی شوند.

4-    رسانه یک ابزار نیست، بلکه شما باید عشق به رسانه و مخاطب داشته باشید.

در آخر جلسه نیز پرسش و پاسخ هایی مطرح شد.

اما کلام آخر: از آنجایی که این نوشته خلاصه ای از کلام اساتید و برداشت نویسنده است، ممکن است اشتباهاتی را در بر داشته باشد.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
نقد و بررسی فیلم شک با حضور مهرزاد دانش
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 ساعت 21:54

امروز چهارشنبه ساعت ۲ الی ۵ یک جلسه نقد در دفتر تبلیغات اسلامی از طرف گروه ادب و هنر برگزار شد، در این جلسه مهرزاد دانش مهمان ومنتقد فیلم بودند.

مهمرین مطالبی که در این جلسه ایشان مطرح کردند:

۱- در این فیلم دو نوع شک به نمایش در آمده است، یکی همان لایه ی رویی فیلم که شک راهبه نسبت به کشیش است، و دومی شکی که در مسیر تبلیغ دین برای مبلغ رخ می دهد.

به بیان دیگر این فیلم یک دست آورد می تواند برای طلاب داشته باشد و آن اینکه: ما ای که در این مسیر خطیر دین حرکت می کنیم، خواه و نا خواه دچار نوساناتی می شویم، که در نتیجه شک را برای ما به همراه دارد، که اگر آن شک هدایت صحیح بشود یک کمال به حساب می آید.

۲- در این فیلم یک مثلث شخصیتی برای ما درست کرده است، ضلع اول راهبه جیمز است، (که جانشین مخاطب در فیلم است) یک شخصیت متزلزل. ضلع دوم راهبه آلوسیوس که شخصیتی سنتی است، (با بازی فوق العاده مریل استریپ) و ضلع سوم پدر فلین که نماینده روشن فکر در فیلم است.

۳- چون این فیلم نمایشنامه بوده است ولذا دیالوگ بسیار دارد، که بعضی این را نقص می دانند.

۴- عنوان سینمای دینی را نمی توان بر روی این فیلم گذاشت. (به نظر ایشان وقتی این اسم روی فیلمی گذاشته می شود، یعنی هرچیزی در این فیلم است، -اعم از دکوپاژ، تدوین، نورپردازی، بازی و...- باید دینی باشد، ولذا بهتر است تبلور دین در سینما).

۵- حاشیه جالب توجه این جلسه این بود که نام جلسه نسبیت گرایی در اخلاق بود، ولی منتقد به هیچ وجه زیر بار آن نرفت، ومدعی شد چنین چیزی در این فیلم موجود نیست.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
سینمای هیچکاک و ربه کا (2)
دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت 1:30

در سینمای هیچکاک به خصوص فیلم ربه کا انسان های ساده لوح باید به سختی مجازات شوند و او انسان را موجودی می داند که باید بار مسئولیت خود را به تنهایی به دوش کشد و اصلا انسان در سینمای او با حوادث همیشه در گیر است و بعد از این حوادث درس بگیرد و خود خواهی را زیر پا دفن نماید. و این هم یکی از خصوصیات هیچکاک است که در مقابل سینمای امروزی است که معصومیت کودکان را رواج می دهد[1].

در آثار هیچکاک چیز های دیگری هم مشهود است همانند آنکه انسان از حرکتهای بی بند و بار به انسانی پخته و بالغ تبدیل می شود تمام آثار هیچکاک این سیر را دارا است همان طور که در ربه کا می بینیم خانم دا وینتر ابتدا یک زن ساده لوح است که بعد از با مشکلاتی که رو به رو می شود دیگر آن حالت اولیه را ندارد که ماکس هم در اواخر به او می گوید من حالت خنده و ساده گی را از تو گرفتم و در آثار دیگر او مثل آلیشای فیلم بدنام و راجرتون هیل در شمال از شمال غربی نمونه ای از بزرگسالان کودک صفت هستند که با عشقی رو به رو می شوند که لایق آن به هیچ وجه نیستند و آنقدر رنج می کشند و حتی تا پای مرگ هم می روند تا آنکه با گذشتن از مرض بی مسئولیتی از حالت کودکی خارج شده و یک مرد بالغ شود که شایسته عشق شوند حتی جیمز استوارت میانسال در ابتدای فیلم سرگیجه چونان کودکی بی آزار و خوش اخلاق است که در درگیری با عشق توهم زای مادلن او را از ساده اندیشی خارج کرده و به او اعتماد به نفس را می بخشد. و دوباره در فیلم پنجره عقبی هم لیزا و جفریز این روند را طی می کنند.  

می توان ربکا را از این جهت متفاوت دانست که در رمان های دیگر وقتی که زن به قصر و ازدواج با معشوقه اش می رسد به پایان می رسد ولی در ربه کا این تازه آغاز کار است.

در این فیلم کارگردان سعی دارد تا اینکه دخترک را فردی حقیر نسبت به قصر منبرلی نشان بدهد که در چند جای فیلم این نمایان است مثل وقتی که در قصر دارد به این طرف و آن طرف نگاه می کند که خدمتکار از او می پرسد آيا دنبال چیزی هستید و یا وقتی روی کاناپه های بزرگتر از اندازه ی خود می نشیند[2]

 

[1] مقاله سینمای هیچکاک سینمای رنج و تفکر، راک دیوکر – سایت اند ساید مترجم احمد صبریان، [2]  مقاله زنی که زیاد می دانست ، آلیسون لایت ترجمه ایرج کریمی

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
سینمای هیچکاک و ربه کا
دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ساعت 1:29

این فیلم برگرفته از رمان ربه‌کا اثر دافنه دوموریه بانوی نویسنده­ٔ انگلیسی است، که در سال ۱۹۳۸ منتشر شد[1]. بسیاری این اثر را که از جین ایرتأثیر گرفته‌است را بهترین اثر نویسنده می‌دانند[2].

داستان رمان زن جوان خدمتکاری است که با مردی ثروتمند آشنا می‌شود و مرد جوان به اوپیشنهاد ازدواج می‌کند. دختر جوان پس از مدتی زندگی پی می‌برد مرد جوان ، همسر زیبای خود را در یک حادثه از دست داده و سیر داستان پرده از این راز بر می‌دارد که زن جذاب و متوفی مرد جوان ، زنی فاسد و هوس باز بوده و شوهر جوانش شبی که او منتظر معشوقه اش بوده، وی را با یک گلوله به قتل رسانده‌است. ولی هیچکاک در رمان تغییراتی داده است که حتی آن را اثری از آثار هیچکاک می توان دانست.

ربکا خود آغازگر موج جدیدی  از فیلمهای آمریکایی است که در آن وحشت موج می زند و موضوع آنها قدرت روحی زن است که گمان می رود مرده است زنی که یا اصلا در فیلم ظاهر نمی شود همچون ربکا و یا اگر هم حاضر شود بسیار دیر ظاهر می شود[5]. [6]

این فیلم دو چهره به خود دارد اول چهره ای جنایی آن است که انسان را درگیر خود می کند که در نهایت معلوم می شود زن برای اینکه از مرگ تدریجی از سرطان رهایی یابد شوهر خود را فریب می دهد تا او را بکشد و شوهرش را هم بد بخت کند ولی زن اتفاقی خود می میرد.

و دوم چهره ارواحی را به خود دارد که ربکا با متحد شومش خانم دانورز از میان گور سر در بر آورده است و می خواهد ابتدا جانشین خود را از بین ببرد و بعد از آن به سراغ شوهرش می رود تا او را هم به سوی خود فرا کشد و نگذراد که زندگی سالمی داشته باشد[7].

هیچکاک با فریم فریم فیلمهایش تصور امنیت حاصل از تمدن را از هم پاشیده و زندگی در آثار او چرخه ای پایان نا پذیر از حوادث غیر قابل پیش بینی است. و تماشاگر در دنیای نام امن هیچکاک راه گریزی از حوادث در آن نیست در گیر شده است. در سینمای هیچکاک بزرگترین امتیاز زندگی رنج کشیدن است از دیدگاه او رنج آزمونی است تا بدان طریق آدمیان جزای گناهان خود را کشیده، غرورشان را شکسته و انسان شوند .

عشق در آثار هیچکاک تجربه ای خوبی نیست همان طور که او در دو فیلم دیگر که موضوع آن به عشق پرداخته  است به نامهای بدنام و سرگیجه عشق را یک تجربه دردناک معرفی می کند. (ادامه در پست بعد)


[1]  ربه کا از واپسین رمان های دافنه است که از آن به عنوان کلاسیک یاد می کنند که دارای همان زیبایی شناختی که با رمان های میگوئل سروانتس آغاز شد و با رمان های نخبگان فرانسوی انگلیسی گسترش یافت . با کلاسیک های روسی به تحول و ابهتی نائل آمد (مقاله رمان کلاسیک یک نفس راحت می کشد)،[4]  هیچکاک همیشه استاد /305، [5]  ویلیام وایلر با ساختن بلندی های باد خیز نخستین کسی است که به این موج می پیوندد. ، [6]   مقاله داستان ارواح نوشته ریموند دورگئات ترجمه روبرت صافاریان، [7] مقاله سینمای هیچکاک سینمای رنج و تفکر، راک دیوکر – سایت اند ساید مترجم احمد صبریان

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
خانه سیاه است، اثر فروغ فرخ زاد
پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 22:48

خانه سیاه است،

در مورد این فیلم تعریف های زیادی شنیدم، یک معتقد بود مستندی است که پای میز تدوین شکل گرفته است و از قدرت بالایی برخوردار است، دیگری می گفت فروغ فرخ زاد هیچ نوشته ای نداشته و آنچه در ذهنش تصویر می شده است، را به تصویر کشیده است، دیگر می گفت یک آزادی در فیلم موجود است، هر چند که این آزادی برای همه نبوده و نیست، دیگری معتقد بود در فیلم دو نگاه است، یکی نگاه از بیرون که آمار نماینده آن است، و دیگری نگاه خود جزامیان است که زندگی روز مره آنهاست، و یا اینکه فیلمی مستند گرا و رئالیستی است، که در نتیجه تاریکی سنگینی فیلم را فرا گرفته است، و الی ما شاء الله از این تعریف و تمجیدها البته از سوی بزرگان سینمای ایران.

اما آنچه مرا بیش از همه چیز درگیر خودش کرده، ایده و موضوع فیلم بود، صحنه های تکان دهنده که انسان را تحت تاثیر قرار می دهد، انسان را به اندیشیدن وا می دارد، اندیشه در مورد آنچه در ابتدای فیلم از جذامیان می شنیدم، می دیدم و می فهمیدم، وقتی که با همه این سیاهی حاکم در زندگی آنها - که به خوبی به تصویر کشیده شده است- باز هم خدا را شکر می کنند، و می گویند: تو را شکر می کنم که مرا آفریدی، تو را شکر می کنم که به من دست دادی تا کار کنم، تو را شکر می کنم که به من چشم دادی تا زیبایی های جهان را ببینم، تو را شکر می کنم که به من گوش داده تا از آهنگ های خوش لذت ببرم، تو را شکر می کنم که به من پا داده ای که به هر کجا که می خواهم بروم، تو را شکر می کنم ....

ولی از خودم در عجبم از اینکه خدا تمام این چیزها را به من یکجا داده است، ولی شکر آن را به جا نمی آورم؟ از خودم در عجبم، آن هم بدجور، همیشه در این مواقع با خودم می گویم چقدر خوب بود اگر این تاثیرات زود گذر نبود، ولی مشکل اصلی همین جاست.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
Street kings (فرمان روایان خیابان) – فلسفه فایده باوری
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 22:0

Street kings

 (فرمان روایان خیابان) – فلسفه فایده باوری

آنچه در محتوای این فیلم بیشتر مورد نظر است بیان فلسفه فایدهباوری است. به این معنا که انسان‌ها موجوداتی در جستجوی لذت وپرهیز از رنج هستند، که این را نوعی سعادت می‌دانند، پس در نتیجه خوب و بد نامیدن عملی در لذت بردن ونبردن در آن عمل است، وهدف انسان‌ها بنابراین فلسفه ایجاد چیزی ماورائی نیست، بلکه رسیدن به نتیجه‌ای بالفعل در این دنیا است.

ولذا در این نظریه برای اندازه‌گیری کارها به سعادت وشقاوتی که ایجاد می‌کند نگاه می‌شود، و در صورتی که کاری دارای شقاوت وسعادت باشد، اگر در مجموع بیشترین سعادت را در مقایسه با اعمال دیگر بیافریند، می‌توان آن را عملی خوب محسوب کرد.

این فلسفه که در غرب رواج بسیاری پیدا کرده است به زیبایی در این فیلم به تصویر کشیده شده است، که موارد زیر را می‌توان برشمرد:

1- در همان ابتدا برای نجات دو بچه‌ی کره‌ای شاهد هستیم «تام» چند نفر را غیر قانونی می‌کشد، ولی چون نجات این دو نفر باعث می‌شود رئیس واحد ترقی بکند، مورد تشویق قرار می‌گیرد، و به راحتی قتل او توجیه می‌شود.

2- ویا یک پلیس کشته شود، وقاتل‌های او آزاد بچرخند، هرچند این کار بد است ولی می‌بینیم چندین بار به «تام» گفته می‌شود :این کارها همه برای تو - تام- است، واین گونه دهان او را می‌بندند.

3- ویا تام برای پیدا کردن قاتل آن پلیس چند نفر که خلاف کار هستند را آزاد می‌گذارد چون به هدف نهایی خود برسد.

4- و در آخر این موضوع را رئیس واحد پلیس فریاد می‌زند که : «با این کار می توانی سر قدرت بمونی». . این نوع تفکر فایده باورانه است، پس اگر نهایتا او یک سناتور شد، (سعادتی که بیان شد) آنگاه به رغم همه‌ی این فسادهای موجود در پلیس، ادامه‌ی آن باز هم توجیه خواهد شد.

پخش شده از سینما یک در پنجشنبه 5/10/1387.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
پنجمین خورشید، حرف ها و حدیث ها
دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 22:29

پنجمین خورشید،

حرف ها و حدیث ها

سریال پنجمین خورشید که از شبکه 3 سیما بعد از افطار و سخنرانی آیت الله مکارم شیرازی پخش می شد، داستان اين مجموعه تلويزيوني در دو دوره متفاوت يعني دوران دفاع مقدس (1364) و دوره معاصر (1388) رخ می دهد، که داستانش مفصل است، ولی بعض اشکلاتی در این فیلم مشاهده شد، که اینجا به صورت تیتر وار آورده می شود:

1-  برخلاف اکثر فیلمهای شبکه 3 که اگر جنبه ی هنری به خود ندارند، حداقل مخاطب خوبی را دارا هستند، این فیلم از مخاطب نیز بی بهره مانده است.

2-   بی مناسبتی این سریال با ماه مبارک رمضان مانند اکثر سریال های امسال صدا و سیما

3-  حرف فیلم که جبر و تفویض باشد با دیالوگی از سوی محسن کاملا به صورت رو بیان می شود، که این دیالوگ بی احترامی به مخاطب است.

4-  مجبور کردن محسن به انتخاب بین مادر و هما، در حالی که محسن نقش مثبت فیلم را بازی می کند، ولی او هما را انتخاب می کند، واین می تواند بی احترامی به مادران باشد، مخصوصا با این همه تاکیداتی که در اسلام برای مادر شده است.

5-  پایانی ابتدایی و ساده برای این فیلم بر ضعف این اثر بیشتر افزوده است. (در پست قبلی توضیح دادم که بعضی رودست زدن ها توی فیلم های ایران نیست و اگر هم هست به صورت اشتباه است.)

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |
رودست زدن به مخاطب (فیلم دیگران اثر آلخاندرو آمنابار)
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 21:14

بدون مقدمه سر اصل مطلب می روم از آنجا که رو دست زدن به تماشاگر بسیار مهم است، وچیزی است که در سینمای ایران به ندرت می توان نمونه هایی از آن را حداقل در سینمای بدنه که ادعایش جذب عامه ی تماشاگران است، مشاهده کرد. اما در فیلم های موفق جهان که برای این مخاطب ساخته شده اند، همیشه همین عامل متمایز کننده در فیلم نامه ها رعایت شده است، مثلا در فیلم «دیگران» (آلخاندرو آمنابار) تا نزدیکی های پایان فیلم تمام توجه تماشاگر به این قضیه معطوف است که نیکول کیدمن ودو فرزندش آدمهایی زنده هستند که در یک قصر اسیر روح چند مرده شده اند، نشانه هایی ظاهری در فیلم وجود دارد که بر این نکته تاکید و تماشاگر را بر این امر مطمئن می سازد و جای هیچ شک و شبه ای را باقی نمی گذارد، اما وقتی در پایان فیلم متوجه می شویم که کیدمن وبچه ها خودشان روح هستند، ناگهان انواع نشانه های دیگر که در فیلم نامه بر روح بودن آن ها صحه گذاشته برایمان مرور می شود ولی این نشانه ها آن قدر پنهانی و هوشمندانه در فیلم نامه قرار داده شده است که ما سرسری از آنها عبور کرده ایم، بنابر این وقتی در پایان اثر می فهمیم آنها خودشان روح بوده اند هم غافلگیر می شویم و هم احساس رودست خوردن و میخکوب شدن را پیدا می کنیم.

نوشته شده توسط سید مجتبی نریمانی | موضوع: | لینک ثابت |